
درخشش «حمیده چوبک» و لحظهای که تاریخ ایران در کره جنوبی جهانی شد
همزمان با مسیر طولانی و پر پیچوخم ثبت جهانی میراثهای فرهنگی، گاهی نام یک فرد با نام یک اثر گره میخورد. «حمیده چوبک» پژوهشگر و دلبندِ میراث که سالها عمر و توان خود را وقف زنده نگه داشتن نام «قلعه الموت» در ترازنامههای جهانی کرد، سرانجام در خاک دور دست کره جنوبی، طعم شیرین این انتظار دیرینه را چشید.
به گزارش پرونده نیوز و به نقل از ایرنا، لحظهای که خبر تایید ثبت جهانی الموت در گوش او نشست، زمان برای لحظهای ایستاد. در میان سکوت غریبه کره جنوبی، دهان او از حیرت و شادی باز ماند؛ گویی تمام سالهای خستگی و تلاش او، در آن یک دَم حیرت خلاصه شده بود. اما بلافاصله، با دستی که بر دهان گرفته بود، غرق در شعوری میان حیرت و مکرامات شد؛ شکوهی که نه از خود، بلکه از عظمت میراثی بود که اکنون بر پرچم جهانی نشسته است.
این پیروزی، تنها ثبت یک اثر نیست، بلکه تجلی پشتکار زنی است که ۲۵ سال از عمر ارزشمند خود را وقف پژوهش، مراقب، صیانت و مرمت این اثر ارزشمند کرد تا نام میراث نیاکانش، از مرزهای جغرافیایی فراتر رود و در جهان ثبت شود.
قلعه الموت، نماد قدرت و معماری بینظیر دوران تاریخی ایران، در سالهای متمادی در معرض بررسیهای دقیق نهادهای بینالمللی قرار داشت. در این میان، نقش حمیده چوبک به عنوان یکی از پیشگامان این مسیر، بسیار حیاتی بود. او با تکیه بر دانش تخصصی و پیگیریهای مستمر در لایههای مختلف دیپلماسی میراث فرهنگی، توانست موانع را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد تا در نهایت، این اثر باستانی در فهرست جهانی ثبت شود.
لحظهای که تاریخ ایران در کره جنوبی جهانی شد
این گزارش زمانی جنبهای انسانی و حماسی به خود گرفت که خبر تایید نهایی ثبت جهانی، در خاک کره جنوبی به گوش چوبک رسید. در حالی که او در میان فضای رسمی و غریبه کره جنوبی حضور داشت، لحظه دریافت خبر، صحنهای از تلاقی حیرت و پیروزی بود.
گواهان بر این بودند که با شنیدن خبر، از شدت هیجان و شادی ناشی از این موفقیت بزرگ، وی برای لحظهای در حیرت فرو رفت؛ لحظهای که در آن، تمام سالهای سختی و تلاشهای علمی، در قالب یک واکنش انسانی خالصانه تجلی یافت. این لحظه، که در آن شادی بر هیبت رسمی محیط غلبه کرد، نشاندهنده عمق دلبستگی متخصصان ایرانی به میراث فرهنگی خویش است.
کارشناسان معتقدند ثبت جهانی قلعه الموت، گامی بلند در راستای معرفی هویت فرهنگی و معماری ایران به جهان است. این موفقیت، فراتر از یک سند اداری، نشاندهنده قدرت پیگیری متخصصان ایرانی در عرصههای بینالمللی و توانایی آنها در دفاع از حقوق میراث ملی در ترازنامههای جهانی است. این پیروزی، مایه افتخار جامعه میراث فرهنگی کشور و گواه بر این است که با تکیه بر دانش و پشتکار، میتوان مرزهای جغرافیایی را برای معرفی شکوه تاریخ ایران جابجا کرد.
الگوی تداوم و نگاه قدرشناسانه به میراث
موفقیت حمیده چوبک، فراتر از یک پیروزیِ علمی، درس بزرگی از «اخلاقِ حرفهای» و «قدرشناسی» است. او در تمام طول مسیر، نه تنها با تکیه بر دانش، بلکه با نگاهی عمیق به ارزشهای موروثی، با میراث ایران برخورد کرده است. قدرشناسی او نسبت به سنگها، خاک و معماریِ پیشینیان، همان عاملی بود که به پژوهشهای او جان بخشید و باعث شد فرآیند ثبت جهانی، از یک اقدام اداری به یک رسالت ملی تبدیل شود.
او با نگاهی که هم به گذشته (میراث) و هم به آینده (نسلهای جوان) دارد، نشان داد که متخصصِ واقعی کسی نیست که تنها بر روی اسناد کار کند، بلکه کسی است که با درکِ ارزشِ آنچه در اختیار دارد، برای حفظ آن فداکاری میکند.
چوبک الگوی زن موفق برای نسل حال و آینده
در دنیای امروز که تخصصهای علمی با سرعت در حال تغییر هستند، مسیر طی شده توسط چوبک، الگویی است برای پژوهشگران و متخصصان جوان. او ثابت کرد که برای رسیدن به ترازهای جهانی، علاوه بر تخصص بالا، به «صبر»، «استقامت» و «ایمان به هدف» نیاز است.
حمیده چوبک با تبدیل کردن تلاشهای شخصی به یک پیروزی ملی، نشان داد که چگونه میتوان با حفظ اصالت، هویت خود را در جهان تثبیت کرد. او امروز برای نسلهای آینده، نمادی از زنی است که با پشتکار، مرزهای ناممکن را جابجا کرد و ثابت کرد که میراث ایران، تنها با عشق و اراده متخصصان، در جایگاه اصلی خود در جهان خواهد ایستاد. باید به احترام چنین زنانی کلاه از سر برداشت و تعظیم کرد.
ثبت جهانی قلعه الموت
پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» به عنوان سیامین اثر میراثفرهنگی ملموس ایران در فهرست میراثجهانی یونسکو جای گرفت. چهل و هشتمین اجلاس کمیته میراث فرهنگی یونسکو روز چهارم مردادماه که در بوسان کره جنوبی برگزار شده است با ثبت «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراث جهانی موافقت کرد.
پرونده ثبتشده شامل مجموعهای زنجیرهای از هفت قلعه و استحکام تاریخی شامل الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمسکلایه، قسطینلار، شیرکوه و ایلان است. این شبکه دفاعی در درههای الموت شرقی و غربی و دامنههای جنوبی البرز قرار دارد.
سازههای یادشده در سدههای یازدهم تا سیزدهم میلادی با تکیه بر شناخت دقیق جغرافیا، مدیریت منابع آب، مسیرهای ارتباطی، معماری دفاعی و سازمان فضایی شکل گرفتهاند. این مجموعه تاریخی علاوه بر نقش سیاسی و نظامی، یکی از مراکز علمی عصر خود بوده و نام اندیشمندانی مانند خواجه نصیرالدین طوسی با آن پیوند خورده است.
تاریخچهای از قلعه الموت
الموت به معنای آشیانه عقاب است، این قلعه مجموعهای زنجیرهای از هفت قلعه و استحکام تاریخی شامل الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمسکلایه، قسطینلار، شیرکوه و ایلان است. این شبکه دفاعی در درههای الموت شرقی و غربی و دامنههای جنوبی البرز قرار دارد.
سازههای یادشده در سدههای یازدهم تا سیزدهم میلادی با تکیه بر شناخت دقیق جغرافیا، مدیریت منابع آب، مسیرهای ارتباطی، معماری دفاعی و سازمان فضایی شکل گرفتهاند. این مجموعه تاریخی علاوه بر نقش سیاسی و نظامی، یکی از مراکز علمی عصر خود بوده و نام اندیشمندانی مانند خواجه نصیرالدین طوسی با آن پیوند خورده است.
قلعه الموت که در منطقه الموت استان قزوین واقع شده است، یکی از برجستهترین نمونههای معماری نظامی و استراتژیک در تاریخ ایران به شمار میرود. این دژ تاریخی در فاصله تقریبی ۱۰۵ کیلومتری شهر قزوین و در شمال شرقی روستای «گازرخان» بنا شده است.
این قلعه بر فراز صخرهای در ارتفاع ۲ هزار و ۱۶۳ متری از سطح دریا قرار گرفته که ارتفاع صخره از اراضی پیرامون خود حدود ۲۰۰ متر است. گستره این دژ بیش از ۲۰ هزار مترمربع برآورد میشود؛ ساختاری که به گفته عطاملک جوینی، به شکل «شتر خوابیده» است. ویژگی بارز این موقعیت، وجود شیبهای تند و پرتگاههای عمیق و غیرقابل دسترس است که به عنوان بخشی از سیستم دفاعی و استحکامات طبیعی قلعه عمل کرده و دسترسی به آن را برای دشمنان بسیار دشوار میسازد.
قلعه الموت به دلیل قرارگیری در یک منطقه کوهستانی و استراتژیک، مشرف به مسیر ارتباطی میان قزوین و مازندران بود، این موقعیت باعث میشد که با کنترل قلعه، جادههای حیاتی میان عراق عجم و مازندران تحت نظارت و کنترل باشد.
این قلعه مقر اصلی حسن صباح بنیانگذار اسماعیلیان و رهبر حشاشین بود. بر اساس روایات تاریخی، حسن صباح پس از سال ۴۸۵ هجری قمری، در دوران نزاعهای داخلی سلجوقیان، الموت را به شکلی فوقالعاده مهندسی و سازماندهی کرد. او با توسعه استحکامات قلعه و حفر انبارهای عظیم آذوقه در دل کوه، قلعه را به ساختاری تسخیرناپذیر تبدیل کرد که در برابر محاصرههای طولانیمدت مقاوم بود. همچنین با ایجاد سیستمهای آبیاری در مزارع مجاور، خودکفایی قلعه را تضمین کرد. این توانمندی دفاعی باعث شد تا پس از حملات سپاه سلجوقی به فرماندهی امیر یورنتاش، اسماعیلیان ایران وارد مبارزات طولانی و سرنوشتسازی با سلجوقیان شوند.




